X
تبلیغات
رایتل
یـادداشـت هایــِ شخصیــِ سیّد مـصطفـــی
نیـست بـر لــــوح دلــــم، جـز الفــــــ قـــامـت یــــار ...
حضرت علی (ع) می فرمایند : در عجبم از مردمی که ؛ به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند

«پروین اعتصامی» با نام «رخشنده اختر فروزان آسمان شعر و ادب ایران در 25 اسفند سال 1285 در شهر تاریخی و ادب پرور تبریز دیده به جهان گشود. وی تنها دختر خانواده بود و خانواده اعتصامی با داشتن سه فرزند پسر، دیگر صاحب دختر نشدند. پروین، با هوش و قریحه خدادادی که با نظارت و آموزش پدر خویش (یوسف اعتصام الملک آشتیانی) از خود بروز داد، بیش از برادران مورد توجه واقع گشت تا جایی که مرحوم اعتصامی تصمیم گرفت دختر خردسال را جهت آشنایی هرچه بیشتر با مفاهیم شعر و ادب به تهران بیاورد؛ بخصوص که همزمان با جریانات مشروطه طلبی در عصر قاجاریه، بازار شعر و ادبیات در عرصه مبارزات مطبوعاتی

رونق خاصی یافته بود.

پدر پروین

برای پی بردن به علت پیشرفت دختر ادیب و فرزانه اعتصام الملک، در ابتدا باید با شخصیت ادبی پدر آشنا شد. پدر پروین، در 1253 در تبریز به دنیا آمد. در کودکی به فراگیری ادبیات عرب پرداخت و فقه، اصول، منطق، کلام و حکمت قدیم را به خوبی فرا گرفت. آن مرحوم تلاش های قابل توجهی در علوم ادبی انجام داد نظیر شرح «اطواق الذهب» جاراللّه زمخشری، مفسّر معروف قرن پنجم هجری، تحت عنوان «قلائدالادب فی شرح اطواق الذهب». تألیف کتاب «ثورة الهند» در باره انقلاب هند که برگرفته از افکار نو «مهاتما گاندی» رهبر استقلال طلب هند بود. تألیف و چاپ کتاب «تربیت نسوان» در امر حقوقِ از دست رفته زنان، آن هم زمانی که تعصب و کج اندیشی در حق زنان ایرانی، به ویژه زنان تبریز به اوج شدت و محنت رسیده بود. تألیف و نشر این کتاب موجبات تلاش روزافزون را در راستای ایجاد مدارس جدید دخترانه در تبریز فراهم ساخت ... .

از سویی دیگر یوسف اعتصامی به دلیل احترام به ارزش های فرهنگ ایرانی، با هزینه شخصی مبادرت به تأسیس چاپخانه حروفی در تبریز نمود و از مشکلات مربوط به چاپ سنگی کاست ...

دلایل مردانه دانستن اشعار پروین را از چند زاویه مى‌توان مورد بررسى قرار داد از جمله واژگان، مفاهیم، معانى و موضوعات شعرى در دیوان او.
اگر در مورد قصاید پروین که کمتر از یک سوم دیوان او را تشکیل مى‌دهد حکم به “مردانه بودن” کنیم،‌ نمى‌توان چنین قضاوتى را کاملا نادرست تلقى کرد زیرا:
1- پندآموزى و موعظه‌گرى که ویژه زبان مردسالارانه است در قصاید پروین بسیار پررنگ است
2- در اشعار پروین اعتصامى بیش از آنچه از یک زن انتظار مى‌رود “خردگرایى و اتکاء به تفکر و تعقل” به چشم مى‌خورد. پروین همچون اندیشمندى توانا در مورد انسان و ابعاد گوناگون زندگى او و مسائل اخلاقى و اجتماعى مى‌اندیشد و حاصل تفکرات خود را با زبان قلم بیان مى‌کند. بى‌دلیل نیست که دیوان اشعار خود را به عنوان “هدیه فکر و شعر” به پدر بزرگوارش تقدیم مى‌کند. این ویژگى سبب تشخص شعر پروین شده و او را از زنان شاعر دیگر متمایز ساخته است.
3- استوارى و روانى کلام پروین که البته بیشتر در قصایدش به چشم مى‌خورد معلول دو علت است: (الف) پرهیزگاری، پاکدامنى و ایمان محکم او به خالق و عظمت خلقت ب) توجه پروین به حقایق کلى و جاودانگى هستی” (آتشی،‌ منوچهر1359 ؛، 36-37)
در ذیل چند بیتى از یکى از قصاید دیوان پروین که این سه ویژگى در آن بسیار آ‌شکار است ذکر مى‌گردد:

گویند عارفان،‌ هنر و علم کیمیاست
و آن مس که گشت همسر این کیمیا، طلاست
فرخنده طایرى که بدین بال و پر پرد
همدوش مرغ دولت و همعرصه هماست
وقت گذشته را نتوانى خرید باز
مفروش خیره کاین گهر پاک، بى‌بهاست
تو مردى و دولت مردم فضیلت است
تنها وظیفه تو همى نیست خواب و خاست
زان را بازگرد که از رهروان تهى است
زان آدمى بترس که با دیو آشناست
خوشتر شوى به فضل زلعلى که در زمیست
برتر پرى به علم ز مرغى که در هواست
جان را بلند دار که این است برتری
پستى نه از زمین و بلندى نه از سماست

اما همین عنصر “آئینه” در قطعه “آئین آئینه” در دیوان پروین اعتصامى در خدمت بیان یک مسئله اخلاقى (صداقت و یکرنگی) قرار مى‌گیرد:

وقت سحر به آئینه‌اى گفت شانه‌ای
کاوخ فلک چه کجرو و گیتى چه تندخوست
ما را زمانه رنجکش و تیره روز کرد
خرم کسى که همچو تواش طالعه‌اى نکوست
هرگز تو بار زحمت مردم نمى‌کشى
ما شانه مى‌کشیم به هر جا که تار موست
ما با آنکه جفاى بتان بیشتر بریم
مشتاق روى توست هر آن کس که خوبروست
گفتا: هر آن که عیب کسى در قفا شمرد
هرچند دل فریبد و رو خوش کند عدوست
در پیش روى خلق به ما جا دهند از آنک
ما را هر آنچه از بد و نیک است روبروست
چون شانه، عیب خلق مکن مو به مو عیان
در پشت سر نهند کسى را که عیب جوست
پروین! نشان درست، درستى و راستى است
هرگز نیازموده کسى را مدار دوست

هشت شعر از دیوان پروین به طور کامل اختصاص به توصیف کودکان یتیم و بدبختى‌هاى آنان دارد. در دیوان هیچ شاعر مردى این اندازه توجه به کودکان دیده نمى‌شود. در ذیل چند بیتى از قطعه “قلب مجروح” از دیوان پروین ذکر مى‌گردد:

دى کودکى به دامن مادر گریست زار
کز کودکان کوی،‌ به من کس نظر نداشت
طفلى مرا کز پهلوى خود بى‌گناه راند
آن تیر طعنه، زخم کم از نیشتر نداشت
اطفال را به صحبت من از چه میل نیست
کودک مگر نبود کسى کاو پدر نداشت
هرگز درون مطبخ‌ ما هیزمى نسوخت
وین شمع، روشنایى از این بیشتر نداشت
بر وصله‌هاى پیرهنم خنده مى‌کنند
دینار و درهمى پدر من مگر نداشت؟
طفل فقیر را هوس و آرزو خطاست
شاخى که از تگرگ نگون گشت، برنداشت

پروین اگرچه هیچ‌گاه مادر نشد، اما در قطعاتش کاملا مادرانه سخن مى‌گوید .حس مادرانه در نهاد همه دختران وجود دارد وقتى دختر بچه‌اى عروسک خود را همچون مادرى در آغوش مى‌گیرد، بر او لباس مى‌پوشاند و نسبت به او دلسوزى مى‌کند، هیچ‌گاه مادرى را تجربه نکرده؛ اما این حس و حال را کاملا درک مى‌کند. پروین هم دقیقا همین حالت را دارد. نمونه آن قطعه “حدیث مهر” است که در آن به زیبایى تمام، لذت مادر شدن را از زبان کبوترى براى گنجشکى بازگو مى‌کند، به گونه‌اى که گویى خود، بارها مادرى را تجربه کرده است:

گنجشک خرد گفت سحر با کبوتری
کآخر تو هم برون کن از این آ‌شیان، سری
آفاق، روشن است چه خسبى به تیرگی؟
روزى بپر، ببین چمن و جویى و جری
بنگر من از خوشی، چه نکو روى و فربهم
ننگ است چون تو مرغک مسکین لاغری
گفتا حدیث مهر بیاموزدت جهان
روزى تو هم شوى چو من اى دوست، مادری
گرد تو چون که پر شود از کودکان
جز کار مادران نکنى کار دیگری
روزى که رسم و راه پرستاریم نبود
مى‌دوختم بسان تو، چشمى به منظری
خوشبخت،‌طایرى که نگهبان مرغکى است
سرسبز، شاخکى که بچینند از آن بری
شیرین نشد چو زمحنت مادر، وظیفه‌ای
فرخنده‌تر ندیدم از این، هیچ دفتری


نکته سنجى و باریک‌بینى از ویژ‌گى‌هاى زنان است. پروین نیز به تبع زن بودن خویش در وراى هرچیز، نکته‌اى مى‌بیند و آن را به نیکویى بازگو مى‌کند. به عنوان مثال وقتى قطعه “تیره بخت” را در دیوان او مى‌خوانیم، ‌تفاوت نگرش و بیان پروین را به عنوان یک زن با یک مرد سخنور کاملا درک مى‌کنیم. سخنوران مرد هرچقدر هم که باریک‌بین، نرم‌دل و دلسوز باشند، نمى‌توانند به شیوه پروین، بى‌مهرى نامادرى‌اى را نسبت به دخترى بیچاره بازگو کنند.
در زیر چند بیتى از قطعه “تیره‌بخت” ذکر مى‌گردد:

دخترى خرد شکایت سر کرد
که مرا حادثه بى مادر کرد
دیگرى آمد و در خانه نشست
صحبت از رسم و ره دیگر کرد
دختر خویش به مکتب بسپرد
نام من کودن و بى‌مشعر کرد
اشک خونین مرا دید و همی
خنده‌ها با پسر و دختر کرد
نزد من دختر خود را بوسید
بوسه‌اش کارد دو سر خنجر کرد
عیب من گفت همى نزد پدر
عیب‌جوییش مرا مضطر کرد
شب به جاروب و رفویم بگماشت
روزم آواره بام و در کرد
مادرم مرد و مرا در یم دهر
چو یکى کشتى بى‌لنگر کرد
مادرم بال و پرم بود و شکست
مرغ، پروانه به بال و پر کرد

بیش از 70 بیت در دیوان پروین اعتصامى اختصاص به توصیف پیرزنان فقیر و بیوه زنان محروم دارد. هیچ کدام از شاعران مرد به اندازه پروین به این موضوع نپرداخته‌اند؛ زیرا او از دیدن فقر و بیچارگى پیرزنان به خاطر احساسات لطیف زنانه‌اش بیش از مردان متاثر مى‌شود. نمونه آن قطعه “اندوه فقر” است در دیوان پروین:
بادوک خویش پیرزنى گفت وقت کار
کاوخ! ز پنیه ریشتنم موى شد سپید
از بس که بر تو خم شدم و چشم دوختم
کم نور گشت دیده‌ام و قامتم خمید
جز من که دستم از همه چیز جهان تهى است
هرکس که بود برگ زمستان خود خرید
از رنج پاره‌ دوختن و زحمت رفو
خونابه دلم ز سرانگشتها چکید
من بس گرسنه خفتم و شب‌ها مشام من بوى طعام خانه همسایگان شنید ...

وقتى که در مورد چگونگى رفتار زن در مقابل همسرش سخن مى‌گوید مثلا در قطعه “فرشته انس”:

توان و توش ره مرد چیست؟ یارى زن
حطام و ثروت زن چیست؟ مهر فرزندان
زن نکوی، نه بانوى خانه تنها بود
طبیب بود و پرستار و شحنه و دربان
به روزگار سلامت، رفیق و یار شفیق
به روز سانحه، تیمار خوار و پشتیبان
ز بیش و کم، زن دانا نکرد روى ترش
به حرف زشت نیالود نیکمرد دهان

وقتى از حقوق زنان دفاع مى‌کند خواستار استقلال شخصیت زن در جامعه مى‌شود؛

زن در ایران پیش از این گویى که ایرانى نبود
پیشه‌‌اش جز تیره‌روزى‌و پریشانى نبود
زندگى و مرگش اندر کنج عزلت مى‌گذشت
زن چه بود آن روزها گر زانکه زندانى نبود؟
کس چو زن اندر سیاهی، قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس قربانى نبود
در عدالتخانه انصاف،‌ زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت، زن دبستانى نبود
دادخواهى‌هاى زن مى‌ماند عمرى بى‌جواب
آشکارا بود این بیداد، پنهانى نبود

ه قول مرحوم ملک‌الشعراى بهار در دیباچه دیوان پروین، هنر پروین آنجا است که از زبان همه چیز سخن مى‌گوید. او با استعداد نادر و ذهن آزاد، زاینده و پرورده خود توانسته معانى بلند مورد نظر خویش را با ملموس‌ترین و نزدیک‌ترین اشیاى اطراف بازگو کند. مثلا لزوم نظر داشتن به عیب خویش و نیز زشتى تکبر را در قطعه “سیه‌روی” که مناظره‌اى میان دیگ و تاوه است این گونه توصیف مى‌کند:

به کنج مطبخ تاریک، تابه گفت به دیگ
که از ملال نمردی، چه خیره سر بودی
زدوده پشت تو مانند قیر گشته سیاه
ز عیب خویش‌، تو مسکین چه بى‌خبر بودی
همى به تیرگى خود فزودى از پستی
سیاه روز و سیه‌کار و بدگهر بودی
تمام عمر در این کارگاه زحمت و رنج
نشسته بودى و بى‌مزدکارگر بودی
دمى زآتش و آبت، ‌ستم رسید و بلا
دمى ندیم دم و رود و خشک و تر بودی
ندید چشم تو رنگى دگر به جز سیهی
رواست گر که بگوییم بى‌بصر بودی
جواب داد که ما هر دو در خور ستمیم
تو نیز همچون من اى دوست بى‌هنر بودی
جفاى آتش و هیزم،‌ نه بهر من تنهاست
تو نیز لایق خاکستر و شرر بودی
مگر به یاد ندارى که دوش وقت سحر
میان شعله جانسوز تا کمر بودی؟
نظر به عجب در آلودگان نمى‌کردی
به دامن سیه خود، گرت نظر بودی

استفاده پروین از این محسوسات همچون عناصر زنانه، استفاده‌اى غیرشخصى است، در حالى که پیش از پروین، ژاله قائم‌مقامى وقتى در شعر خود “سماور” را که از محسوسات زنانه است مى‌آ‌ورد از آن استفاده شخصى مى‌کند:

اى همدم مهرپرور من
اى یار من اى سماور من
در زمزمه تو شد مى‌ آلود
اجزاى لطیف ساغر من
سوزى عجبت گرفته گویی
در سینه توست آذر من
در دیده، سرشک و در دل، آتش
مانا تو منى برابر من ...

در مقابل فروغ فرخزاد که به میزان زیادى از “عناصر زنانه” استفاده مى‌کند، در دیوان پروین “محسوسات زنانه از بسامد بالایى برخوردارند؛ زیرا پروین به دلیل کمرویى از واژه‌هایى که ظاهر زن را توصیف کند همچون گوشواره،‌ خلخال، شانه، دامن،‌ نقاب، گلوبند و .. به میزان کمترى استفاده مى‌کند و چون عناصر زنانه بیش از محسوسات زنانه،‌ تجلى‌گر زنانگى ‌هستند. منتقدین هم با یک نگرش افراطی، شعر فروغ را “زنانه” و شعر پروین را “مردانه” قلمداد کرده‌اند.

نتیجه‌گیری:

پروین اعتصامی، بانوى شریفى است که در شعر هدفى به جز اصلاحات اخلاقى و اجتماعى ندارد و همواره با همنوعان خویش همدردى مى‌کند:

دل براى مهربانى پروراندن لاجرم
جان به تن تنها براى جانفشانى داشتن
ناتوانى را به لطفی، خاطرآوردن به دست
یاد عجز روزگار ناتوانى داشتن

چهارشنبه 22 آبان‌ماه سال 1392 :: 07:39 ق.ظ
آخرین دل نوشتـــه ها
پیونـدهای محبـــــــــــت
تعداد کل دل نوشته ها
  • . (101)
آمار قدوم پرمهرتــان
  • تعداد بازدیدکنندگان: 251441
فرم تماس با ســیدمصطفی
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیـــــــــل
حکایت همچنان باقیست
MeLoDiC

کلیه حقوق این وبلاگ برای یـادداشـت هایــِ شخصیــِ سیّد مـصطفـــی محفوظ است