X
تبلیغات
رایتل
یـادداشـت هایــِ شخصیــِ سیّد مـصطفـــی
نیـست بـر لــــوح دلــــم، جـز الفــــــ قـــامـت یــــار ...
حضرت علی (ع) می فرمایند : در عجبم از مردمی که ؛ به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند

حکایتی زیبا از وحشی بافقی به چشمم خورد که حیفم آمد از آن به سادگی بگذرم . داستان این است که پدری از دنیا رفت که دو پسر داشت. یکی بسیار با هوش و حیله‌گر و دیگری گول و ابله.

به وقت تقسیم میراث پدر، برادر با هوش هرچیز خوب و گران بها را با زبان‌بازی به خود اختصاص می‌داد و هر چیز بد و بی‌بها را با چرب‌زبانی و سفسطه‌سازی سهم برادر می‌ساخت.


زیباتر آنچه مانده ز بابا از آن تو
بد ای برادر از من و اعلا از آن تو 

این تاس خالی از من و آن کوزه‌ای که بود
پارینه پر ز شهد مصفا از آن تو

یابوی ریسمان گسل میخ کن ز من
مهمیز کله تیز مطلا از آن تو 

آن دیگ لب شکستهٔ صابون پزی ز من
آن چمچهٔ هریسه و حلوا از آن تو

این غوچ شاخ کج که زند شاخ، از آن من
غوغای جنگ غوچ و تماشا از آن تو

این استر چموش لگد زن ازآن من
آن گربهٔ مصاحب بابا از آن تو

از صحن خانه تا به لب بام از آن من
از بام خانه تا به ثریّا از آنِ تو   



این حکایات هریک در مورد افراز و تقسیم‌های نامتناسب که از روی حیله‌گری و حقه‌بازی و به منظور سوء استفاده شخصی انجام می‌پذیرد، ایراد می‌شود . در مورد کسی که بخواهد با حقّه‌بازی ، شیرین‌زبانی و حیله و فن و نیرنگ، اشیای گران بهایی را ناچیز جلوه داده و آن را از چنگ صاحبش به در برد ، نقل می شود. 

جمعه 6 تیر‌ماه سال 1393 :: 09:08 ق.ظ
آخرین دل نوشتـــه ها
پیونـدهای محبـــــــــــت
تعداد کل دل نوشته ها
  • . (101)
آمار قدوم پرمهرتــان
  • تعداد بازدیدکنندگان: 272414
فرم تماس با ســیدمصطفی
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیـــــــــل
حکایت همچنان باقیست
MeLoDiC

کلیه حقوق این وبلاگ برای یـادداشـت هایــِ شخصیــِ سیّد مـصطفـــی محفوظ است