X
تبلیغات
رایتل
یـادداشـت هایــِ شخصیــِ سیّد مـصطفـــی
نیـست بـر لــــوح دلــــم، جـز الفــــــ قـــامـت یــــار ...
حضرت علی (ع) می فرمایند : در عجبم از مردمی که ؛ به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند

لبخند ، زیباترین آرایش چهره است.این جمله را خیلی از ما شنیده ایم اما شاید روزانه ،چندان توجهی به آن نکنیم!همه ما به دنبال علتی هستیم تا لبخندی بزنیم ، در کنار  دوستان،همکاران،اقوام،پدر،مادر،همسرو... .همیشه به خودم میگفتم که چرا مردم به دنبال علتی هستند تا بخندند، حال آنکه که ما خود علتیم و جهان معلول ماست.

علیت نوعی رابطه است میان دو شیء که یکی را علت و دیگری را معلول میخوانیم، اما عمیق ترین رابطه ها، رابطه علت و معلول است که علت وجود دهنده معلول است. آنچه معلول از علت دریافت می کند تمام هستی و واقعیت خویش است، فلذا اگر علت نبود معلول نبود. ما چنین رابطه ای در هیچ جای دیگر سراغ نداریم که اگر یکی از دو طرف رابطه نبود دیگری هم نبود. بنابراین نیاز معلول به علت، شدیدترین نیازها است. پس اگر بخواهیم علت را تعریف کنیم باید بگوئیم؛ آن چیزی که معلول در کیان و هستی خود به او نیازمند است. حال ما علت خنده باشیم یا خنده علت ما یا هرچیز دیگر ، ای کاش حس کنیم،لمس کنیم که برای لبخندی آرام بخش در مواجه ی با عزیزانی که شاید ما یا آنها فردایی را نبینیم، به دنبال علت ،زمان و مکان نباشیم.


بین دولب خنده چو گردد عیان

غصه و غم را ببرد از میان                      


فایده ی خنده بود بی شمار   

از منه آزاده دراین روزگار                           


 ترک غم رفته و آینده کن

خنده کن و خنده کن و خنده کن     


اما در این نوشتار ، هدفم بررسی جهان پیرامون خود، در باب خنده است تا مقصودم را به مخاطبان عزیز بیشتر نمایان کنم. خنده واکنشی صدادار به احساس خوشحالی، یا لذت درونیست.خنده در رفتار انسان و بعضی از حیوانات دیده می‌شود. خنده جزوی از رفتار انسانی است که به وسیله مغز برای تنظیم احساسات تولید می‌شود و بدین وسیله انسان‌ها را در روابط اجتماعی کمک می‌کند. خنده در دید روانشناسی، نشانه‌ای برای برقرار کردن رابطه‌ای مثبت با دیگران است. خنده می‌تواند دارای گیرایش باشد و خنده یک نفر باعث پیدایش خنده در دیگران شود. خنده از انقباض حنجره به وسیله اپیگلوت ایجاد می‌شود. مطالعه خنده و تأثیرات آن بر بدن را خنده‌شناسی می‌گویند.


پیش از همه این داروین بود که متوجه شد اگر از بروز نشانه‌های یک هیجان مثلاً حالت بغض و غم جلوگیری کنیم احساس غم و اندوه کمتری خواهیم داشت. روان‌شناس مشهور قرن نوزدهم ، ویلیام جیمز که پدر علم روان‌شناسی نامیده می‌شود به یک نظر افراطی رسید و عنوان کرد که: اگر یک نفر هیجانی را با صورتش بروز ندهد، اصلاً حسش نخواهد کرد. 

در حال حاضر به ندرت روان‌شناسی را می‌توان یافت که با ایده ویلیام جیمز موافق باشد، اما شواهد چشم‌گیر جدیدی وجود دارد که به شکل‌های دیگر بخشی از نظرات وی را تأئید می‌کند، مبنی بر اینکه احساسات تنها به مغز مربوط نیستند، بلکه به‌عنوان‌مثال حالت‌های چهره نیز نقش قابل‌توجهی در شکل‌گیری و تقویت هیجان‌ها ایفا می‌کنند.


روان‌شناسان دانشگاه کاردیف در ولز دریافتند افرادی که توانایی اخم کردنشان به‌وسیلهٔ تزریق «بوتاکس» تحلیل رفته بود به‌صورت میانگین شادتر از افرادی هستند که قدرت اخم کردن شان مختل نشده است. پژوهش‌های بعدی نشان داد ناتوانی در بروزِ یک هیجان نه تنها از تأثیر روحی و درونی آن می‌کاهد بلکه توانایی تشخیص آن را نیز پایین می‌آورد. افرادی که با بوتاکس توانایی اخم کردن را از دست داده بودند جمله‌های مربوط به ناراحتی و غم را کندتر و سخت‌تر می‌خواندند یا به عبارتی تأثیر احساسی واژگان غمگین را کمتر حس می‌کردند.


هیجان‌انگیزترین پژوهش در این رابطه مربوط به پژوهشگران دانشگاه مانهیم آلمان است که حتی شرکت‌کنندگان در آن انگیزهٔ اصلی پژوهش‌گران را نمی‌دانستند. به شرکت کننده‌ها گفته‌شده بود شما در پژوهشی شرکت می‌کنید که قرار است میزان دشواری انجام کارها بدون استفاده از "دست" را بسنجد. سه گروه شرکت‌کننده می‌بایست مدادی را به یکی از دو حالت زیر در طول آزمایش با دهان‌شان نگه می‌داشتند. به گروه نخست گفته شد مدادها را با لب خود نگه دارند که ناخواسته موجب می‌شد چهـره‌شان حالت اخم و ناراحتی به خود بگیرد. گروه دوم باید مداد را با دندان نگه می‌داشت (برای این عمل Risorius یا عضلهٔ خنده به گوشه‌ها جمع می‌شود) که ناخواسته حالت چهرهٔ خنـدان را ایجاد می‌کند و گروه سوم که گروه کنترل بود باید مداد را با دستی نگه می‌داشت که کار کمتری از آن می‌کشید.

 هر سه گروه می‌بایستی پرسش‌های پرسش‌نامه و همین‌طور میزان دشواری این عمل را نمره می‌دادند. آخرین تکلیف برای این شرکت‌کننده‌ها (که درواقع هدف اصلی پژوهش بود) نمره دادن به میزان خنده‌دار بودن یک کارتون کوتاه بود آن هم وقتی که که مداد را با دهان یا دندان نگه داشته بودند و طبیعتاْ چهره‌شان ناخواسته حالت غم یا شادی به خود گرفته بود. همان‌طور که انتظار می‌رفت گروهی که مداد را با دندان نگه‌داشته بود (گروه خندان) کارتون را بسیار خنده‌دارتر ارزیابی کرده بود، بدون آن‌که شرکت‌کننده‌ها کوچک‌ترین سرنخی از واقعیت ماجرا داشته باشند. چیزی که این یافته‌ها پیشنهاد می‌دهد این است که خندهٔ مصنوعی می‌تواند باعث شادی شود و حالت‌های صورت حتی اگر واقعاً منظور خاصی پشت شان نباشد می‌توانند به‌صورت معناداری خلق و خو و احساسات ما را تحت تأثیر قرار دهند.


تبسم، بهترین نشانه شادی و نشاط است. در احادیث و سیره نبوی هم جستجویی کردم که بیان آن به اهمیت شادابی و لبخند در شریعت ما ، اذعان می کند. در زمان دانشجویی حدود یک سال در قم و توفیق سکونت در مجاورت حرم مطهر کریمه اهل بیت(س) را داشتم و در آن جا با کتب بسیاری آشنا شدم ، که یکی از آنان ، کتاب بسیار خواندنی سنن النبی (صلی الله علیه و آله) نوشته علامه بزرگوار سید محمدحسین طباطبائی(رحمه الله علیه) بود که به آداب، سنن و روش رفتاری پیامبر گرامی اسلام اشاره داشت ، که یکی از دوستان بسیار خوب من که در حوزه علمیه قم درس می خواند به من معرفی کرد. با بررسی در آن به خوبی روشن می شود که چهره رسول الله (ص)، نبی مکرم اسلام که جان من به فدایش باد، نیز هنگام دیدار یارانش بیش از دیگران شاداب و خندان نشان می داد و گاه چنان می خندید که دندان های مبارکش نمایان می شد و هرگاه رسول خدا (ص) سخنی می فرمود، سخنش با لبخند همراه بود.

رسول خدا (ص)، هم کلام خویش را با تبسم می آمیخت و هم چهره ای خندان داشت و هم به چهره دیگران لبخند می زد و در حدیثی اینگونه بیان شده که پیامبر(ص) بیش از همه، لبخند داشت و بر روی یارانش لبخند می زد.

سیره رسول خدا (ص) به گونه ای بود که به یارانش اجازه می داد تا در حضور مبارکش، گفته های طنز آمیز ادا کنند. آنان نیز به پیروی از پیامبر (ص) از شوخی های ناپسند پرهیز داشتند، ولی از شوخی های پسندیده دریغ نمی‏کردند.

در مکتب رسول الله (ص) شوخی باید به اندازه ای باشد که مایه تخریب شخصیت گوینده آن نشود.

قیس بن سعد، یار جوان پیامبر (ص) پس از توصیف شوخ طبعی پیامبر می گوید: به خدا سوگند! آن حضرت با آن شگفتی و خنده، هیبتش از همه افزون تر بود.

زیاده روی در شوخی، ابهت انسان را در هم می شکند و اسلام هم برای شخصیت پیروان خود ارزش والایی قائل شده است. بنابراین، رسول خدا (ص) زیاده روی در شوخی کردن را نکوهش می کرد و می فرمود: از شوخی (زیاد) بپرهیز، زیرا ارزش و قداستت شکسته می شود!


زشوخی(ناپسندوزیاد) بپرهیز ای با خرد

که شوخی تورا آبـرو می برد


از سوی دیگر، خنده زیاد و قهقهه نیز عظمت و متانت آدمی را از بین می برد. از این رو، پیامبر اکرم (ص) فرمود: از خنده بسیار بر حذر باش که دل را می میراند.


اما بیان یکی شوخی ها و مزاح های پیامبر مکرم اسلام خالی از لطف نیست. روایت شده است که روزی پیامبر اکرم به پیرزنی از قبیله اشجع فرمود: پیرزنان وارد بهشت نمی شوند. بلال حبشی که سیاه چهره بود، آن پیرزن را ناراحت دید و جریان را به رسول خداگفت. پیامبر(ص) فرمود: سیاهان هم به بهشت نمی روند!

بلال و پیرزن هر دو ناراحت بودند که ناگهان عباس، عموی پیامبر که پیرمرد بود، آن دو را دید و حال آن دو را برای پیامبر بازگو کرد. رسول خدا (ص) فرمود: پیرمردان هم به بهشت نمی روند!!

همه غمگین شده بودند. آنگاه پیامبر(ص) که چنین دید، همه آنان را فراخواند، دلشان را نرم کرد و فرمود: خداوند، پیرزنان، پیرمردان و سیاهان را به نیکوترین شکل برمی انگیزاند و آنان جوان و نورانی شده به بهشت می روند!

در روایتی دیگر آمده است که رسول خدا نه تنها خود، شوخی را آغاز می کرد، بلکه زمینه شادی را برای یاران خود فراهم می ساخت. روزی مرد عربی بر آن حضرت که بسیار اندوهگین بود، وارد شد. وی می خواست چیزی بپرسد. اصحاب گفتند: نپرس! چهره پیامبر چنان گرفته است که جرئت پرسیدن نداریم. چهره پیامبر هرگز گرفته نبود، مگر هنگام نزول آیات موعظه یا آیات قیامت.

آن عرب گفت: مرا به حال خود واگذارید. سوگند به خدایی که او را به پیامبری برانگیخت، هرگز رهایش نمی کنم تا خنده بر لبانش ظاهر شود. آن گاه به پیامبر(ص) گفت: ای رسول خدا! شنیده ام دجال با نان و غذا نزد مردم گرسنه می آید. پدر و مادرم به فدایت. آیا باید غذا نخورم تا از لاغری بمیرم یا بهتر است نزد دجال غذای کافی بخورم و چون سیر شدم، به خدا ایمان آورم؟!

پیامبر اکرم (ص) به گونه ای خندید که دندان های مبارکش نمایان شد. سپس فرمود: خیر! خداوند تو را به وسیله آنچه دیگر مومنان را بی نیاز می کند، بی نیاز می سازد.

امام کاظم (ع) می فرماید: عربی بدوی نزد پیامبر(ص) می آمد و هدیه و سوغاتی به پیامبر اهدا می کرد. بعد همان ساعت می گفت پول هدیه و سوغات ما را بدهید و رسول خدا (ص) نیز می خندید.

پس از آن جریان هر وقت پیامبر(ص) غمگین می شد، می فرمود: آن اعرابی کجاست. کاش پیش ما می آمد.

در حدیثی دیگر از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: مومنی نیست مگر اینکه از شوخی بهره ای دارد و رسول خدا (ص) مزاح میفرمود ولی جز مطالب حق چیزی نمی گفت.

حضرت علی(ع) می فرماید: هر گاه رسول خدا(ص) یکی از اصحابش را غمگین می یافت، او را با شوخی، خرسند می ساخت و می فرمود خداوند دشمن دارد، کسی را که به روی برادرش چهره در هم کشد.


زندگیتان به شادی ، ایامتان به کام و ابیات زیبای زیر از محمود مسعودی عزیز تقدیم به حضور همه شما دوستان پرمهرم...


خنده باید زد به ریش روزگار

ورنه دیر یا زود پیرت می کند 

سنگ اگر باشی خمیرت می کند

شیر اگر باشی پنیرت می کند

باغ اگر باشی کویرت می کند

شاه اگر باشی حقیرت می کند

ثروت ار داری فقیرت می کند

گاز را بگرفته زیرت می کند

عاقبت از عمر سیرت می کند

گر زدی قهقه به ریش روزگار

ریش را چرخانده شیرت می کند

دل به تو داده دلیرت می کند

خویشتن فرش مسیرت می کند

عشق را نور ضمیرت می کند

خاک اگر باشی حریرت می کند

کورش ار باشی کبیرت می کند

رستم ار باشی امیرت می کند

آشپز باشی وزیرت می کند

پس بخندید و بخندانید هم

خنده دنیا را اسیرت می کند...


شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1394 :: 08:08 ق.ظ
آخرین دل نوشتـــه ها
پیونـدهای محبـــــــــــت
تعداد کل دل نوشته ها
  • . (101)
آمار قدوم پرمهرتــان
  • تعداد بازدیدکنندگان: 251441
فرم تماس با ســیدمصطفی
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیـــــــــل
حکایت همچنان باقیست
MeLoDiC

کلیه حقوق این وبلاگ برای یـادداشـت هایــِ شخصیــِ سیّد مـصطفـــی محفوظ است