X
تبلیغات
رایتل
یـادداشـت هایــِ شخصیــِ سیّد مـصطفـــی
نیـست بـر لــــوح دلــــم، جـز الفــــــ قـــامـت یــــار ...
حضرت علی (ع) می فرمایند : در عجبم از مردمی که ؛ به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طغرایی مستوفی بیهقی فریومدی، مشهور و متخلص به «ابن یمین» یکی از شاعران ایران در سده هشتم هجری است.پدرش ترک‌نژاد بود و به روزگار سلطان محمد خدابنده در روستای فریومد از توابع شهرستان سبزوار زمینی خرید و در آن‌جا ساکن گشت.


پدرش او را آموزش داد و از جوانی در شمار شاعران و منشیان دورهٔ خویش درآمد و مقام استیفا یافت و «مستوفی» خوانده شد و چون مانند پدر متصدی نگارش طغرا در آغاز فرمان‌ها بود به «طغرایی» نیز مشهور گشت.

دیوان تازهٔ او که اکنون در دست است، با مقدمه‌ای که شاعر در آن نوشته، در سال ۷۵۴ فراهم آمده و از قصیده، غزل، ترکیب‌بند، قطعه و رباعی، مجموعاً در حدود ۱۵ هزار بیت دارد. سخن او روان و منسجم و خالی از تکلف و علم‌فروشی و به تمام معنی دنباله سبک خراسانی است.


قطعه‌های ابن‌یمین به سبب اشتمال بر اندرز و طعن و طنز رواج و شهرت بسیار یافت و بر زبان شعردوستان جاری گشت و از این بابت میان شاعران معاصر خود منفرد شد. در قصیده‌سرایی و مثنوی‌پردازی توانا بود. از میان مثنویهای او مثنوی «مجلس‌افروز» به بحر خفیف مخبون محذف در تحقیق و عرفان و مثنوی بی‌نام دیگری هم در این موضوع به بحر هزج مسدس مقصور مشهورتر است.


آن کس که بداند و بداند که بداند

اسب خرد از گنبد گردون بجهاند


آن کس که بداند و نداند که بداند

آگاه نمایید که بس خفته نماند


آن کس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساند


آن کس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند


توضیح کوتاهی در باب واژه جهل مرکب بدهم  و آن اینکه جهل مرکب ، اعتقاد داشتن بر ماهیت چیزی بطوری که این اعتقاد خلاف ماهیت آن باشد. در غیاث اللغات و کشاف اصطلاحات الفنون آمده است که ثبات را در جهل مرکب اعتباری نیست و سبب آنکه آنرا مرکب نامیده اند اینست که آدمی چیزی رابرخلاف آنچه حقیقت اوست اعتقاد کند. پس معلوم می شود که بر حقیقت آن شی ، پی نبرده و حقیقت امر برای اعتقادکننده مجهول مانده ، این خود یک جهل، سپس اعتقاد کند که اعتقاد او عین صوابست و این خود جهل دیگر، که با هم تشکیل و ترکیب یافته و بنام جهل مرکب معروف گردیده است و در بعضی ابیات شعرای دیگر هم یافتم مانند ؛

ز چشم بلبلان انداخت رخسارت گلستان را

لبت نگذاشت در جهل مرکب آب حیوان را


بگذریم!


بعضی از دوستان هنرمند کشورمان! بیتی به این ابیات اضافه کردند که ابن یمین از آن بی خبر است!


 آنکس که نداند و نخواهد که بداند                    حیف است چنین جانوری زنده بماند!


البته این شعر زیبا به قلم توانمند و هنردوست! بعضی از دوستان به این سبک هم در آمده است؛


آنکس که بداند و بداند که بداند

 باید برود غاز به کنجی بچراند!


آنکس که بداند و نداند که بداند

 بهتر برود خویش به گوری بتپاند!


آنکس که نداند و بداند که نداند

 با پارتی و با پول خر خویش براند!


آنکس که نداند و نداند که نداند

 بر پست ریاست ابدالدهر بماند!




با آرزوی موفقیت برای دوستان شاعر جدیدالورود!



سه‌شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1394 :: 09:22 ق.ظ
آخرین دل نوشتـــه ها
پیونـدهای محبـــــــــــت
تعداد کل دل نوشته ها
  • . (101)
آمار قدوم پرمهرتــان
  • تعداد بازدیدکنندگان: 251441
فرم تماس با ســیدمصطفی
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیـــــــــل
حکایت همچنان باقیست
MeLoDiC

کلیه حقوق این وبلاگ برای یـادداشـت هایــِ شخصیــِ سیّد مـصطفـــی محفوظ است