X
تبلیغات
رایتل
یـادداشـت هایــِ شخصیــِ سیّد مـصطفـــی
نیـست بـر لــــوح دلــــم، جـز الفــــــ قـــامـت یــــار ...
حضرت علی (ع) می فرمایند : در عجبم از مردمی که ؛ به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند
چه شب ها و روزهایی گذشت بر ما ملت! صحبت از حادثه نیست! حرف از فاجعه است!  وای از آل سعود! 
روزگار مرگ انسانیت است! هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا ، آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند...
جز توکل بر مشیت و مقدرات الهی ، تنها می شود صبر و صبر و صبر را به پیشگاه داغداران و بازماندگان تقدیم کرد...
دل آرام می شود به پیام رهبری مهربانمان که پدرانه کلام ملکوتی وحی را از آیه 100 سوره ی مبارکه نسا ، به تسکین قلوب ملت داغدیده یادآوری فرمودند؛

وَمَن یَخْرُجْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَکَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا
هر کس که از خانه خویش بیرون آید تا به سوی خدا ورسولش مهاجرت کند و آنگاه مرگ او را دریابد ، مزدش بر عهده خداست و خدا آمرزنده و مهربان است

اما سؤال این است که در حریم امن الهی که حتی آسیب رساندن به جانداران و گیاهان به هیچ روی جایز نیست، چگونه انسان هایی پاک به مسلخ رفته اند و از کشته، پشته ساخته شده است؟ چه کسی پاسخ گوی این بی تدبیری و بی ادبی به حق حیات انسان هاست؟ در خانه ای که فارس و عرب، سیاه و سفید، شیعه و سنی  برادرند و برابر، کدام سازمان منطقه ای و جهانی دادخواه این مظلومیت ها و خون خواه این فاجعه ها و تلخی هاست؟ 
قتل اینان که روا داشت که صید حرم اند؟!

در آستانه ماه محرم، یاد زائر ١٤٠٠ سال پیش کعبه را گرامی بداریم که مراسم حج را نیمه تمام گذاشت و با گروهی از بهترین مردان خدا و زنان و کودکانش به راهی رفت که پایان آن تشنگی طاقت فرسا و شهادتی رهایی بخش بود. همان اتفاقی که پس از این همه سال در مکه- و نه در کربلا- برای زائران حرم امن الهی روی داد. یاد تعزیه خوان های قدیمی بخیر که از زبان سیدالشهداء(ع)، خطاب به شرورترین مردم در قتلگاه عاشورا چنین می خواندند:
کوفیان آیید و صد چاکم کنید
بر سر کوی منا خاکم کنید...

در این میان قریحه هنری شاعران هم تسلای خاطری شد. خالی از لطف نیست که غزل زیبای حامد عسگری عزیز که خود را در غم مردم  مصیبت دیده و حال این روزهای بازماندگان فاجعه مرگبار منا ، شریک کرده است را باهم بخوانیم؛ 
وضو گرفته ام از بهت ماجرا بنویسم
قلم به خون زده ام تا که از منا بنویسم

به استخاره نشستم که ابتدای غزل را
ز مانده ها بسرایم ؟ ز رفته ها بنویسم ؟
 
نه عمر نوح نه برگ درختهای جهان هست
بگو که داغ دلم را کی و کجا بنویسم ؟
 
مصیبت «عطش»و «میهمان ‌ کشی » و «ستم »را
سه مرثیه‌ست که باید جدا جدا بنویسم
 
چگونه آمدنت را به جای سر در خانه
به خط اشک به سردی سنگها بنویسم ؟
 
چگونه قصه ی مهمان کشی سنگدلان را
به پای قسمت و تقدیر یا قضا بنویسم ؟
 
منا که برف نمی آید این سپیدی مرگ است
چه سان زمرگ رفیقان با صفا بنویسم ؟
 
خبر زتشنگی حاجیان رسید و دلم گفت :
خوش است یک دو خطی هم ز کربلا بنویسم :
 
نمانده چاره به جز اینکه از برادر و خواهر
یکی به بند و یکی روی نیزه ها بنویسم
 
نمانده چاره به جز گفتن از اسیر سه ساله
چه را ز ناله ی زنجیر و زخم پا بنویسم
 
به روضه خوان محل گفته ام غروب بیا تا
تو از خرابه بخوانی...من از منا بنویسم ....

بازماندگان داغدیده ، ما ملت را در غم خود شریک بدانید ...



یکشنبه 5 مهر‌ماه سال 1394 :: 02:02 ب.ظ
آخرین دل نوشتـــه ها
پیونـدهای محبـــــــــــت
تعداد کل دل نوشته ها
  • . (101)
آمار قدوم پرمهرتــان
  • تعداد بازدیدکنندگان: 241993
فرم تماس با ســیدمصطفی
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیـــــــــل
حکایت همچنان باقیست
MeLoDiC

کلیه حقوق این وبلاگ برای یـادداشـت هایــِ شخصیــِ سیّد مـصطفـــی محفوظ است